X
تبلیغات
یاددهی یادگیری

یاددهی یادگیری

جهت فعالیت های یاددهی یادگیری

ويزه نامه روز معلم

 

سخن نخست

وقتی به کلاس قدم می گذارد، بهار با نسیم نفس هایش می شکفد و گل و لبخند و زمزمه، فضا را پر می کند. با او آسمان می بارد، چشمه می جوشد، نسیم می وزد و آفتاب سفره مهربان خویش را می گشاید. از خانه تا مدرسه، با هر گام، بهشت نزدیک تر می شود. نگاهش خانه مهربانی است و قلبش مهربان تر از آب. دل ها را به طراوت و پاکی و پاکیزگی می خواند. دست های گرم و صمیمی اش، مشق عشق می نویسد. سرانگشت او افق های روشن فردا را نشان می دهد واشاراتش، آن سوی پرده های خاک و ملکوت پاک خدا را. وسعت شفاف قلب ها، قلمرو اوست و کشتزار جان دانش آموزان تفرّجگاه خرمی او.

رسالت معلم

رسالت راستین معلم و رسالت پاک انبیاست. معلم، آنگاه که جز انسان سازی و کمال بخشیدن هدفی ندارد، همسایه انبیاست. رسول راستی و درستی و سفیر صداقت و سرفرازی است. معلم کسی است که تشنگان معرفت و دانش را به آب حیات می رساند. خدا معلم است و 124 هزار رسول. همه اولیا و پاکان و برگزیدگان، که قله های آفتابی و دور دست های روشن را فرا چشم انسان می نشانند. معلم اند اگر ما قدردان معلم نباشیم، خوبی، زیبایی، عظمت و فضیلت رانادیده گرفته ایم.

معلم در کلام نراقی(ره)

ملا احمد نراقی از علمای به نام شیعه، در گفتاری در باب مقام معلم می گوید: معلم باید قصدش از آموختن، قرب به خدا و ارشاد و رسیدن به ثواب باشد؛ نه جاه و ریاست و شهرت.معلم باید نسبت به شاگرد مهربان باشد و پیوسته او را اندرز دهد و اندازه فهم شاگرد را در تدریس رعایت کند و با او با او باملایمت سخن گوید و درشتی نکند. چیزی که خلاف واقع است تدریس نکند. در آموختن نباید مضایقه کند و بخل بورزد و باید مطالبی را که شاگرد قادر به درک آن نیست بدو نیاموزد.

معلم در نگاه امام(ره)

امام خمینی(ره) کلید سعادت و شقاوت جامعه را دردست معلمان دانسته، در این باره چنین می گویند: معلم اوّل خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیا و وحی مردم را دعوت می کند به نورانیت؛ دعوت می کند به کمال؛ دعوت می کند به عشق؛ دعوت می کند به محبت؛ دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. دنبال او انبیا هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند. آنها هم شغلشان این است که انسان را تربیت کنند تا از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد. همه سعادت ها و همه شقاوت ها انگیزه اش از مدرسه هاست و کلیدش [در] دست معلمین است. این معلمان هستند که می توانند استقلال مملکت را حفظ کنند. اگر در تربیت اعوجاج باشد مملکت از دست می رود.

مقام معلم در آئینه شعر:

شمعی است گذازنده سراپای معلم

عشقی است پراکنده به رگ های معلم

در راه هنر سوزد و اندر ره دانش

قلب و تن و جان و همه اجرای معلم

در ظلمت گمراهی و در تیرگی جهل

نوری است فروزان،دل بینای معلم

فارابی و سقراط و فلاطون و ارسطو

کردند به بد کسوت زیبای معلم

کی بود نشانی ز تدقی و تمدن

هر گاه نبد، فکر توانای معلم

تجلیل از معلم

چندین سال است که به مناسبت سالروز شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید مطهری، از معلمان سراسر کشور تقدیر و تجلیل می شود. تکریم و تعظیم معلم تکریم و تعظیم علم است. تجلیل از معلم، سپاس از انسانی است که غایت آفرینش را تامین می کند و سلامت امانت هایی راکه بدستش سپرده اند تضمین می کند. هر جا کامی شیرین و سایه مهری گسترده است حضور معلم را، پیدا یا پنهان، می توان یافت. بی شک جامعه ای که همواره حرمت معلم را پاس می دارد، آهنگ رشد و تعالی آن شتاب بیشتر می یابد و سلامت علمی و معنوی آن تضمین می شود و جامعه ای که قدردان خوبان خود نباشد به مرگ خوبی ها و فضیلت ها رضایت داده است و چه مایه تنگ نظری است عمری با آفتاب زیستن و از آفتاب نگفتن!

یک خاطره

وقتی که از در کلاس وارد شد، همه به احترام او برخاستند. مثل همیشه متین و آرام بود. شور و نشاط رندگی را می شد در نگاه های نافذش دید. چند لحظه سکوت کرد تا کلاس آماده شنیدن کلامش شود. نگاهی به سرتاسر کلاس انداخت و با تبسمی دلنشین کلامش را آغاز کرد: بچه ها شاید امروز آخرین روز درسی من با شما باشد. من فردا برای عزیمت به جبهه، به اهواز می روم و از همه شماها حلالیت می طلبم. اشک گونه بیشتر بچه ها را خیس کرده بود. بعد نسبت به معلم جدید سفارش کرد و از ما خواست در تکریم و احترام او کوشا باشیم. با تک تک بچه ها خداحافظی کرد. حال غریب و خوشی داشت. او رفت و کلاس در نبود او در سکوت فرو رفت. چند ماه بعد مدرسه را در شهادتش عطرافشان کردند. او رفت اما خاطرات خوش او نوازشگر شب های تنهایی بچه ها شد.

برای معلم خوبم

ای معلم خوبم، دوستت دارم و تو را تکریم می کنم؛ چرا که تو به من می آموزی چگونه یادگرفتن را، چگونه خوب بودن را، چگونه زیستن را، چگونه شاد بودن را، چگونه احترام گذاشتن را و چگونه دوست داشتن را. ای معلم خوبم، تو را دوست دارم؛ چرا که راه تو راه انبیا است. اخلاق تو الگوی من برای بهتر زندگی کردن و رفتار تو سرمشق من است. ای معلم خوبم، من از تو مهر، اخلاص، محبت و مهربانی را به یادگار دارم، پس تو را تا ابد دوست خواهم داشت.

سوز و گداز معلم

اولین و اساسی ترین نشانه معلم نمونه برخورداری او از سوز و گداز در انسان سازی است. قرآن کریم پیامبراسلام را که بزرگ معلم تاریخ بشریت است چنین معرفی می کند: «مومنان را دوست دارد و بر هدایت و ارشاد آنان حریص است. عشق به هدایت و ارشاد انسان ها برای معلم کمالی است مطلوب و هیچ معلمی بدون این سوز و عشق نمی تواند موفق باشد. در حقیقت این روحیه موتور محرک معلم است برای تعلیم و تربیت. عشق و سوز معلم باعث می شود که محیط آموزشی محیطی پر شور و نشاط شود. در این محیط معلم و شاگرد امیدوارانه به آینده نگاه می کنند و برای روزهای بهتر و روشن تلاش می کنند.

معلم و نفوذ معنوی

معلم نمونه بر دانش آموز خود نفوذ معنوی دارد. به هر میزان که کمالات معنوی و علمی معلم گسترده تر باشد، به همان نسبت نفوذش بیشتر خواهد بود. مبدأ هر دگرگونی در شاگردان همین نفوذ معنوی معلم است؛ مثلاً مرحوم علامه، سیدمحمدحسین طباطبایی، بزرگ مفسر شیعه و صاحب تفسیر کبیرالمیزان تحت نفوذ معنوی استاد خویش، مرحوم میرزا علی آقای قاضی(ره)، به اوج مراتب علمی، اخلاقی و فلسفی رسید. هم چنین استادشهید مرتضی مطهری به شدت تحت تاثیر معنوی استاد خویش حضرت امام(ره) بوده است.

هنرمندی معلم یا هنر معلمی

معلم بودن تنها به داشتن معلومات دقیق و گسترده نیست. معلم علاوه بر معلومات و دانش باید به هنر معلمی نیز آراسته باشد. هنری معلمی هنر است بسیار دقیق و حساس؛ به طوری که اگر معلمی از آن بی بهره یا کم بهره باشد، هیچ گاه در امر مهم و سرنوشت ساز تعلیم و تربیت موفق نخواهد بود. هنر معلمی متّکی بر تجربه و شناخت صحیح روحیات مختلف دانش آموزان است. معلمی موفق است که در سخت ترین اوضاع کلاس و درس، صحیح ترین تصمیم را بگیرد. اگر معلم بتواند در کلاس، فضای دوستی، علم آموزی و شور و شوق نسبت به اینده ایجاد، کند معلمی است موفق و کامیاب.

گشادگی و سعه صدر معلم

از خصوصیات مهم معلّم نمونه سعه صدر او در برخورد با مسائل است. خداوند بر پیامبرش

که بزرگ معلم تاریخ بشر است منت می نهد که به او شرح صدر عنایت کرده است. این شرح صدر باعث جذب و نفوذ معنوی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله شده بود. معلم نیز باید الگوی خویش را پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام قرار دهد و از شرح صدر لازم برخوردار باشد. داشتن سعه صدر از هنرهای معلمی است. معلم با گذشت صحیح و به هنگام خویش، فضای درس و کلاس را آرام می کند و دانش آموز در این فضا بهتر پرورش پیدا می کند.

یادی از شهید مطهری

انتخاب سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری به عنوان روز معلم انتخابی بسیار شایسته و به جا است. مطهری انسانی بود که در محضر معلمان و استادان بزرگ حوزه علمیه قم فقه، اصول، کلام، فلسفه و عرفان آموخت و خود معلمی آگاه و بصیر شد. او انسانی وارسته و دردمند بود. دغدغه اصلی او پالایش دین از کجی ها و انحرافات بود و در این راه از تیر بدخواهان و کج اندیشان نهراسید. مطهری با کوله باری از اندیشه های ناب و اصیل اسلامی وارد محیط پرمخاطره دانشگاه شد و با تمام توان و نیرو از اسلام ناب و حقیقی دفاع کرد. او هم در مقابل روشنفکران غرب زده ایستاد و هم در مقابل انسان های متحجر که از دین و مقتضیات زمان خویش آگاهی نداشتند.

معلم و ارزش های انقلاب و جنگ

نسل امروز جامعه ایران اسلامی نیازمند آن است که ارزش های انقلاب و دفاع مقدس را به خوبی بشناسد. این ارزش ها هویت نظام اسلامی ما، و شناخت آن برای جوانان و نوجوانان بسیار ضروری است. معلمان که معماران اصلی شخصیت جوان و نوجوانند رسالتی مهم در این زمینه دارند. معلم باید با بیان شهادت ها، ایثارها و جانبازی های رزمندگان اسلام یاد و خاطره هشت سال دفاع مقدس را در ذهن ها زنده نگه دارد و نسل جدید را با آن حماسه ها آشنا سازد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:25  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

مغز برق دارد

مغزبرق دارد

در بدن هر انسانی عضو5/1کیلویی قرار دارد که همه حرکات او را کنترل می کند. فکر کردن،یادگرفتن،نوآوری،احساس و حتی پلک زدن،نفس کشیدن و ضربان قلب در مرکز فرماندهی بدن،یعنی مغز کنترل می شود. همه ی دانشمندان براین باورند که پیچیده ترین آفریده خدا همین عضو،یعنی مغز است.مغز رایانه ای بسیار قوی استکه هنوز بشر نتوانسته است نظیر آن را بسازد؛چون از پیشرفته ترین ابر رایانه های دنیا سریع تر و قوی تر است. فرض کنید گربه ای روی کابینت آشپزخانه منزل شماست که به سمت اجاق گاز روشن می رود.شما فقط چند لحظه فرصت دارید تا او را متوقف کنید. در این حال پیامی از چشم شما به مغزتان ارسال می شود. مغز به سرعت حساب می کند با چه سرعت وچگونه و از چه جهتی خود را به او برسانید. بعد به ماهیچه ها دستور می دهد که حرکت کنند و گربه را بگیرند. زمان بندی شما دقیق است و شما گربه را نجات می دهید. هیچ ابر رایانه ای نمی تواند پیامی را که از گوش و چشم می رسد به این سرعت در یافت کند و بعد ازتجزیه و تحلیل،دستور اقدام دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 9:11  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

خرگوشی یا موش

خرگوشی یا موش؟

 

پیشینیان بر این باوربودند هرسال حیوانی مامور است زمین را بر دوش بگیردوآن را حمل نماید؛مثلا سالی که گذشت(سال پلنگ)بود و سال جاری(سال خرگوش).متصدیان حمل زمین عبارت بودنداز:

1-   موش 2-گاو 3-پلنگ 4-خرگوش 5-اژدها(یا نهنگ) 6-مار 7-اسب 8-گوسفند 9-میمون 10-مرغ 11-سگ 12-خوک

شاعری ابیات زیر را در معرفی همین متصدیان سروده است:

موش و بقره و پلنگ و خرگوش شمار

زین چار چو بگذری اژدها آید و مار

آن گاه به اسب و گوسفند است حساب

حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار(حمدونه:میمون)

 

برای تشخیص حیوان مربوط به یک سال،کافی است سال دقیق شمسی را بر دوازده تقسیم کنیم باقی مانده تقسیم عددی بین صفرتا یازده است که به صورت قراردادی هر عدد مبین نام یک حیوان است به شرح ذیل:

v   0مار

v   1 اسب

v   2 گوسفند

v   3میمون

v   4مرغ

v   5سگ

v   6 خوک

v   7موش

v   8گاو

v   9پلنگ

v   10خرگوش

v   11اژدها(نهنگ)

به عنوان مثال:باقی مانده تقسیم سال 1387بر12برابر7است که مبین سال موش است.

 

حرکت انتقالی زمین و اسامی مناطق آن

 

زمین در حرکت انتقالی که مدت آن یک سال(365روزو6ساعت)است،به دور خورشید در مسیری بیضی شکل می گردد. دایره این سفر به دوازده قسمت تقسیم شده است هر سهم از این تقسیم یک برج و هر برج به اسمی نامیده می شود.

 

اسامی بروج دوازده گانه

هجری شمسی به فارسی

هجری قمری

میلادی

هخامنشی

هجری شمسی به عربی

رومی

فروردین

محرم

ژانویه

چمن آرا

حمل

آزار

اردیبهشت

صفر

فوریه

گل آرا

ثور

نیسان

خرداد

ربیع اول

مارس

جان پرور

جوزا

ایتار

تیر

ربیع الثانی

آوریل

گرماخیز

سرطان

حزیران

مرداد

جمادی الاول

مه(می)

آتش بیشه

اسد

تموز

شهریور

جمادی الثانی

ژوئن

جهان بخش

سنبله

آسا ماه

مهر

رجب

ژوئیه

دژخوی

میزان

ایلول

آبان

شعبان

اوت

باران ریز

عقرب

تشرین اول

آذر

رمضان

سپتامبر

اندوه خیز

قوس

تشرین آخر

دی

شوال

اکتبر

سرماده

جدی

کانون اول

بهمن

ذیقعده

نوامبر

برفآزر

دلو

کانون آخر

اسفند

ذیحجه

دسامبر

مشکین فام

حوت

شباظ

 

 

مبنای سال های شمسی و میلادی چرخش زمین به دور خورشید است که معادل 365روز است.در صورتی که مبنای سال قمری چرخش دوازده دور ماه به گرد زمین است که معادل354روز است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 9:10  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

تاریخجه آموزش ریاضی

تاریخچه آموزش ریاضی:

ریاضیات طی پنج هزار سال پدید آمده و از طریق نهاد ی شدن در مدارس شکل گرفته است.کلیه تمدن های بشری به همان طریقی که روش هایی را برای نمادی کردن بیان اندیشه به وجود آورده اند برای آموزش ریاضی نیز شیوه هایی را پدید آورده اند و به نسل بعدی آموخته اند. کودکان از طریق ریاضی وسیله ای برای حل مسائل عملی جهت ایفای نقش اجتماعی خودشان به دست می آورند. هر چند آموزش ریاضیات طولانی است اما رشته تحصیلی آن اندکی بیش از یک قرن نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 9:9  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

شیخ بهایی

او قبل از نیوتون می دانست

شیخ بها الدین محمد عاملی،معروف به :شیخ بهایی"از اهالی جبل عامل،در سال 953به دنیا آمد.زمان زندگی او قرن یازدهم هجری،ربع اول قرن هفدهم میلادی بوده است؛یعنی قرن پیشرفت و رنسانس اروپا.کودک که بود با پدرش به ایران آمد. هم چنین به کشور هایی  چون مصر،شام،حجاز،عراق،فلسطین،آذربایجان و هرات مسافرت کرده است. به همین دلیل از محضر استادان متعدد در رشته های گوناگون بهره برده است. وی ادیب،شاعر،فیلسوف،ریاضیدان،فقیه و مفسر بود. از طب نیز سر رشته داشت. کتاب"جامع عباسی"از اوست.

شاگردان شیخ عاملی عبارت اند از:ملا صدرای شیرازی،ملا محمد تقی مجلسی اول(پدر مجلسی دوم)صاحب کتاب"بحار الانوار"وفاضل جوادصاحب کتاب"آیات الاحکام".

همسر شیخ بهایی که دخترشیخ علی منشاراست،زنی فاضله و فقیهه بوده است. منصب شیخ الاسلامی ایران پس ازمحقق کرکی،به شیخ علی منشار- پدر زن شیخ بهایی – و پس از او به شیخ بهایی داده شد.

داستنهای حیرت آوری از شگفتی های علمی او سر زبان هاست. حتی در مورد او گفته می شود که قبل از نیوتون –دانشمند انگلیسی-به قوه ی جاذبه زمین توجه داشته است و در مورد سقوط آزاد اجسام بر حسب جاذبه خورشید ،ثوابت،سیارات و اقمار بحث و گفتگو می کرده است.

در مورد تاریخ وفات شیخ بهایی نیز اقوال گوناگون وجود دارد. صاحب"تاریخ عالم آرای عباسی"که از مآخذ مورد اعتماد است،می گوید که شیخ شب چهارم شوال سال 1030بیمار شد و هفت روز رنجور بود تا این که شب یازدهم شوال در گذشت. و چون وی رحلت کرد،شاه عباس در ییلاق بودو اعیان شهر جنازه اورا برداشتند.ازدحام مردم به اندازه ای بود که در "میدن نقش جهان"جا نبود که جنازه ی او را حرکت دهند. در "مسجد جامع عتیق"به آب چاه غسل دادندوعلما بر او نماز گزاردند ودر بقعه ای منسوب به امام زین العابدین(ع) که مدفن دو امامزاده است،گذاشتند وازآن جا به مشهد بردند و به وصیت خود او،در پایین پا،در جایی که هنگام توقف در مشهد درآن جا درس می گفت،به خاکش سپردند.

                                                                                (فروغ تقی مومنی)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 9:7  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

نوروز در ایران

زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.[۵]

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.[۶]

[ویرایش] واژهٔ نوروز

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:[۷]

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.[۸]

[ویرایش] واژه نوروز در الفبای لاتین

در متن‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No،Now،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.[۹]

[ویرایش] پیشینه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست.[۸] در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است.[۱۰] پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۸]

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.[۸] همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.[۸] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.[۱۱]

[ویرایش] نوروز در زمان سلسله هخامنشیان

نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.

کوروش دوم بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.[۱۰] این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است.[۸] اما بررسی‌ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند،[۱۱] و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند.[۸][۱۲] شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.[۱۰]

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.[۱۲]

[ویرایش] نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد.[۱۱] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.[۱۳]

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل‌های گوناگون سال جاری بوده است.[۱۴]

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۱۰]

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۱۳] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۱۳] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.[۱۰]

[ویرایش] نوروز پس از اسلام

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.[۱۱]

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۱۱] بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۱۴]

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۱۰]

[ویرایش] نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع

نوشتار اصلی: نوروز در تشیع

در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده است و بر گرامی داشتن آن تأکید شده است. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است. در حدیثی از امام صادق آمده است:

«روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزى را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهاى باردار کننده در آن وزیده است و گلها و شکوفه‌هاى زمین آفریده شده است. و آن روزیست که کشتى نوح(ع) به کوه جودى قرار گرفت. و آن روزى است که در آن قومى که از ترس مرگ از خانه‌هاى خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم(ع) بتهاى قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبر خدا، امیرالمومنین على(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهاى قریش را از بالاى خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد...»

[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

[ویرایش] نوروز در دوران معاصر

همچنین ببینید: جشن جهانی نوروز

نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند.[۱۹][۲۰] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۸] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.[۴]

[ویرایش] نوروز در اشعار فارسی

نوشتار اصلی: بهاریه

گویندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گرانبهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی است، داد سخن داده‌اند و ما در ذیل به برخی از لطایف اشعار پارسی در این موضوع اشارت می‌کنیم:

نوروز فراز آمد و عیدش به اثر بر نزد یکدگر و هر دو زده یک بدگر بر
نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین دهقان جهان دیده‌اش پرورده ببر بر
آن زیور شاهانه که خورشید برو بست آورد همی خواهد بستن به شجر بر

و هم او در قصیده دیگر چنین گوید:

نوروز بزرگ آمد آرایش علم میراث به نزدیک ملوک عجم از جم...

فرخی ترجیع‌بند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید
کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید چنان‌دانی که هرکس را همی زو بوی یار آید
بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار اید
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی

منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:

آمد نوروز هم از بامداد آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد مرز زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سیه روی سمن بوی داد گیتی گردید چو دارالقرار

هم او در مسمط دیگر گفته:

نوروز بزرگم بزن ای مطرب نوروز زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
برزن غزلی نغز و دل‌انگیز و دلفروز ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز
کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز بر قافیه خوب همی خواند اشعار

بوالفرج رونی گوید:

جشن فرخنده فروردین است روز بازار گل و نسرین است
آب چون آتش عود افروزست باد چون خاک عبیر آگین است
باغ پیراسته گلزار بهشت گلبن آراسته حورالعین است

مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:

رسید عید و من از روی حور دلبر دور چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور
رسید عید همایون شها به خدمت تو نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور
برسم عید شها باده مروق نوش به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور

جمال‌الدین عبدالرزاق گفته:

اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری
گر تماشا می‌کنی برخیز کاندر باغ هست با چون مشاطه‌ای و باغ چون لعبت گری
عرض لشکر می‌دهد نوروز و ابرش عارض است وز گل و نرگس مراد را چون ستاره لشکری

حافظ در غزلی گفته:

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

هاتف در قصیده‌ای گوید:

نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا
ز فیض ابر آزادی زمین مرده شده زنده ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا...
همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی

قاآنی در قصیده‌ای به وصف نخستین روز بهار گوید:

رساند باد صبا مژده بهار امروز ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز
هوا بساط زمرد فکند در صحرا بیا که وقت نشاطست و روز کار امروز
سحاب بر سر اطفال بوستان بارد به جای قطره همی در شاهوار امروز
رسد به گوش دل این مژده‌ام ز هاتف غیب که گشت شیر خداوند شهریار امروز

[۲۱]

[ویرایش] جغرافیای نوروز

نوشتار اصلی: جغرافیای جشن نوروز


منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می‌اندازند.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود.[۲۲]

همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود.

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹[۲۳] (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.[۲۴][۲۳]

در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.[۲۵]

[ویرایش] آیین‌ها

[ویرایش] خانه‌تکانی

نوشتار اصلی: خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند.[۲۶] این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.[۲۷]

[ویرایش] آتش‌افروزی

برگزاری مراسم آتش‌افروزی در میان کردها در شهر استانبول، ترکیه

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد.[۲۷] پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.[۲۸]

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.[۲۹]

[ویرایش] سفره‌های نوروزی

سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان رایج است.

سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان[۳۰] و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و...[۳۱][۳۲] پهن کردسفره هفت سین در ایران آداب و رسوم خاصی دارد. روی سفره آینه می گذارن که نشانه روشنایی، شمع که نشانه نورو درخشش، یک کاسه آب که نشانه پاکی می‌باشد.برای زیبایی سفره از سنبل استفاده می‌کنندو این جزء سین‌های هفت سین به حساب نمی‌آید. برای تزئین سفره از تخم مرغ رنگ شده استفاده می‌شود. بعد از ورودماهی قرمز از چین به ایران از این ماهی‌های کوچک جهت زیبایی سفره هفت سین استفاده می‌شود همچنین بعد از ورود اسلام به ایران کتاب قرآن نیز بر روی سفره قرارداده می‌شود. تمامی هفت سینی که چیده می‌شود یک معنی خاص را نیز به همراه دارند. مثلا سیب نماد زیبایی وتن درستی است؛ سنجد به روایتی نماد عشق و محبت است؛ سبزه سرسبزی زندگی؛ سمنو برکت؛ سکه رزق و روزی؛ و سیر سمبل شفاو سلامتی است. در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد.[۳۱] چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.[۳۳]

علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است.[۳۲] در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.[۳۳]

[ویرایش] غذاهای نوروزی

یکی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان[۵]، ترکمنستان[۳۴] و ازبکستان[۳۵] سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی می‌خوانند. به‌طور مثال در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانه‌ها، این بیت مکررا خوانده می‌شود[۳۱]:

پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به‌طور مثال در بخش‌هایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی، در ترکمنستان؛ نوروزبامه[۳۶]، در قزاقستان؛ اویقی آشار[۳۷]، در بخارا؛ انواع سمبوسه[۳۸] پخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود مرسوم است و هر منطقه‌ای غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

[ویرایش] دید و بازدید

دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.

[ویرایش] مسابقات ورزشی

برگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیین‌هایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار می‌شود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه‌ای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار می‌کنند. برپایی جنگ خروس و شاخ‌زنی قوچ‌ها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار می‌شود.[۲۸]

در استان‌های شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبت‌های مختلف از جمله نوروز برگزار می‌شود.[۳۹]

[ویرایش] طبیعت‌گردی

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و ماطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است.[۴۰] مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند.[۴۱]

علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند.[۳۹]

یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

[ویرایش] منتقدان نوروز

نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده‌اند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن نوروز از تقویم ایران کردند.[۴۲] مرتضی مطهری بزرگداشت چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست، و آیین نوروز را «ضد اسلام».[۴۳] آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی نیز گفت: «امیدوارم عیدغدیر جای نوروز را بگیرد».[۴۴][۴۵][۴۶][پیوند مرده][۴۷] پیشتر از این نیز امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد...».[۴۸]

در دوران معاصر نیز برخی مسئولین جمهوری اسلامی ایران را متهم به تلاش در مذهبی کردن نوروز کرده‌اند. آنها بطور نمونه به چنین گفتارهایی که سعی در تزویج مهدویت با نوروز را دارد اشاره دارند:

« نوروز روز آماده شدن برای تحقق حاکمیت الهی بر جهان است. همه ما باید نوروز را با همه خوبی‌هایش و پیام‌هایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداریم.[۴۹]  »

[ویرایش] جشن جهانی نوروز

در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.[۵۰]

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 9:59  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

تاریخچه عدد پی

 

عدد پی چند است؟عدد پی سرگذشتی حد اقل3700ساله دارد. پی یکی از مشهورترین عددها در دنیای ریاضی است. برای نمایش آن از نمادی که یکی از حروف الفبای لاتین است استفاده می کنیم.ساده ترین و بهترین راه معرفی عدد پی این است:محیط دایره÷قطر دایره

در طول این  37قرن دانشمندان زیادی سعی کردند مقدار پی را حساب کنند. به عبارت دیگر آن ها سعی کردند تا نزدیکترین عدد به پی را به دست آورند.

قدیمی ترین محاسبه به دست آمده،به 1700سال پیش از میلاد مسیح(ع)یعنی حدود 3700ساب پیش مربوط می شود. این محاسبات،روی پاپیروس نوشته شده است که در حال حاضر در"مسکو"نگهداری می شود.

اولین محاسبه ریاضی پی توسط ارشمیدس و با کمک چند ضلعی ها انجام شد.او با 96 ضلعی منتظم،عدد پی را بین دو کسر10 3و10 3به دست آورد

                                                         70     71

 

"لودلف وان کولن"در قرن هفدهم به کمک 720،254،212و32ضلعی منتظم،مقدار پی را تا سی ودو رقم اعشار حساب کرد.

 

 "غیاث الدین جمشیدکاشانی"معروف به " الکاشی"در کتاب رساله ی محیطیه ،پی را تا 17رقم پس از ممیز حساب کرد.    (منبع دانستنی های ریاضی)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 9:16  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

اعداد پالیندرام (تقارن)

 

بعضی از اعداد را می توانیم از سمت راست نیز بخوانیم،مانند 373و121.به این اعداد ،اعداد پالیندرام می گویند. برای به دست آوردن این اعداد کارهای زیر را انجام دهید.

1-یک عدد انتخاب کن.

2-برگردان آن را بنویس.

3-عدد انتخابی را با برگردانش جمع کن.

4-مراحل را 2تا3بار تکرار کن تا به یک عدد پالیندرام برسی

 

مثال:       

176=79+97

847=671+176

1595=748+847

7546=5951+1595

14003=6457+7546

44044=30041+14003

یک عدد پالیندرام

بعضی از کلمه ها نیز پالیندرام هستند مانند :دود،رادار،گرگ....

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 9:14  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

اسفنج ها

 

اسفنج ها،حیوانات ساده در یایی هسنتدو بیشتر به دریاها و اقیانوسهای گرم،تعلق دارند،اما پاره ای از آنها نیز در دریاهای سرد ،زندگی می کنند. تعداد معدودی از آنها،در آبهای شیرین به سر می برند. بدن یک اسفنج،توده ای شبیه به ژله است و درون آن پر از لوله های مختلف است که به سوراخهایی در سطح بدن،منتهی می شود.آب،به همراه اکیسژن و تکه های غذا،از طریق سوراخها وارد بدن شده،درون لوله ها جریان می یابد؛و بدین طریق،حیوان قادر به تنفس و تغذیه می شود. مواد زاید نیز از طریق لوله های دیگر ،دفع می شود.

پس از مرگ یک اسفنج،گوشت آن پوسیده و اسکلتش بر جای می ماند. برخی از اسکلتها،نرم بوده،درخانه ها به عنوان لیف یا ابرحمام مورد مصرف قرار می گیرد.بیشتر اسفنجها،متعلق به خلیج مکزیک و حاشیه دریای مدیترانه هستند.امروزه،بیشتر اسفنجها و ابرهای حمام،مصنوعی و از جنس لاستیک یا پلاستیک هستند.

آناتومى اسفنج ها

 

اسفنج ها شامل حيوانات دريايى هستند كه شاخه پوريفرا ( porifera ) را تشكيل مى دهند و جزء جاندارلن ابتدايى مى باشند. توجه به گذشته اسفنج ها مشخص كرده كه نياكان اوليه آنها كوآنوفلاژله ها                  ( choanoflagellate ) هستند.

بررسى مراحل تكاملى به وضوح نشان داده است كه جد اسفنج ها از آغازيان آبزى بوده كه تشكيل كلنى داده و بعد به صورت سلولهاى يقه دار در اسفنج ها ظاهر شده اند.

در بدن يك اسفنج بافت يا اندام وجود ندارد ، بجاى آن هر يك از سلول ها مسئول فعاليت هاى خاصى براى زنده نگه داشتن اسفنج ها هستند. بعضى از اسفنج ها بر روى صخره ها مى رويند و رنگ هاى درخشانى دارند و بعضى از اسفنج ها شبيه گلدان هستند.

 

سيستم حركت : سلولهاى آميبى ( amoeboid cells ) همراه با فعاليت ديواره ابزار حركت براى انتقال مواد غذايى از سلولى به سلول ديگر را فراهم مى كند. براى مثال ، ممكن است بعضى از غذاها به سمت لايه اى از سلول هايى كه سطح را پوشانده است حركت كند و آنها از آن تغذيه كنند.

 

سيستم گوارشى : اسفنج ها داراى تغذيه فيلترى هستند ، اين بدين معنى است كه آنها زمانى كه بالغ مى شوند در يك مكان باقى مى مانند ، و غذا را به وسيله فيلتر كردن از روزنه هايش بدست مى آورند. ذرات ميكروسكوپى غذا را به وسيله آب آورده و سپس به وسيله سلول هاى يقه اى احاطه مى شوند ، سيستم گوارشى غذا را در ويزيكول هايى قرار مى دهد يا آنها را به سمت سلول هاى آميبى براى گوارش مى فرستد.

 

سيستم برون ريز : در اسفنج ها غده هاى درون ريز وجود ندارد ، اما آنها داراى غده هاى برون ريز هستند كه به سطح ترشح مى شوند . مطالعات در دو دهه گذشته نشان داده است كه اسفنج ها بيو توكسين هاى وسيعى را توليد مى كنند كه گاهى بسيار قوى است. براى مثال برخى از Tedania , neofibularia مى توانند جوشهاى دردناكى بر روى پوست انسان ها ايجاد كنند. بيوتوكسين يك ماده شيميايى است كه از حمله صيادان و همچنين آلوده شدن به وسيله ميكروبها جلوگيرى مى كند و به رقابت براى مكان با ديگر بى مهرگان شامل ascidians ، corales و حتى ديگر اسفنج ها كمك مى كند.

 

سيستم دفعى : يك منفذ اصلى در اسفنج ها وجود دارد كه براى وارد يا خارج شدن مواد استفاده مى شود.

 

سيستم ايمنى : در تمام اسفنج هاى دريايى تركيبى از anti- flammatory و antibiotic شناسايى شده است.

سيستم اسكلتى و ماهيچه اى : ديواره يك اسفنج از سه نوع سلول تشكيل شده است. سلولهاى بيرونى، سلول هاى اپيدرمى صاف هستند . سلول هاى درونى، سلول هاى يقه اى با تاژك هستند كه آب را در روزنه ها و قسمت مركزى به حركت در مى آورند و سرانجام آن را به وسيله منفذ بالايى كه در بدن قرار دارد و osculum ناميده مى شود ، به خارج مى راند و Mesohyle يك لايه ژلاتينى بين قسمت بيرونى بدن و spongocel در اسفنج ها ست. اسكلت در اسفنج ها شامل تكه هاى كوچك سوزنى شكلى به نام spicules   ( كه از كربنات كلسيم تشكيل شده است. ) و يا روزنه پروتئينى به نام sponging و يا تركيبى از هر دو است.

 

سيستم عصبى يا حسى : در اسفنج ها سيستم عصبى وجود ندارد. اما ثابت شده است كه سيگنال هاى الكتريكى در طول غشاء سلولها از يك طرف به طرف ديگر حركت مى كند.

 

سيستم توليد مثل : اسفنج ها داراى تكثير جنسى و غير جنسى هستند. آنها هرمافروديت                           ( hermaphroditic ) و يا جدا جنس اند. در توليد مثل جنسى تخم ها و اسپرم ها در آب رها و سپس بارور مى شوند ، نتيجه اين بارورى تشكيل زيگوت است كه به صورت يك لارو مژه دار كه مى تواند شنا و يك مكان جديدى را پيدا كند ، مى باشد. اسفنج ها همچنين به وسيله جوانه زدن تكثير مى شوند و محصول اين فرايند يك كلنى است كه مى تواند بزرگ شود. آنها قادر به ترميم خود هستند و همچنين مى توانند از قسمت كوچك يك اسفنج كامل را بسازند.

 

سيستم تنفسى : سلول هاى مختلف اكسيژنى كه در جريان آب عبورى وجود دارد را جذب مى كنند.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 9:12  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  | 

عنکبوت ها

 

عنکبوتها،حیوانات کوچکی شبیه به حشرات هستند،اما حشره نیستند.حشره ها دارای6پا هستند؛اما عنکبوتها چنین نیستند. حشره ها دارای بال و شاخک هستند؛اما عنکبوتها نیستند. بدن حشره ها دارای سه قسمت می باشد؛حال آنکه بدن عنکبوت از دو قسمت تشکیل شده است.

تمام عنکبوت ها ،تارهایی ابریشمی می تنند و بسیاری از آنها از این تار ها برای به دام انداختن حشره ها،استفاده می کنند. همه عنکبوتها،غذای خود را از طریق تنیدن تار به دست نمی آورند؛برخی از آنها،به تعقیب طعمه پرداخته،یا در انتظار در دسترس قرار گرفتن آنها،مخفی می شوند. هنگامی که یک عنکبوت،حشره ای را صید کند،با استفادهاز گاز سمی خود ،آن را کشته یا بی حس می کند.بیشتر عنکبوتها،دارای سم هستند،اما سم بیشتر آنها،برای انسان ،بی خطر است.

عنکبوتها دارای حدود 30000نوع و اندازه های کاملا متنوع هستند."عنکبوت پا-شانه ای"،به اندازه ی سر سوزن ته گرد است،اما طول عنکبوت"پرنده خوار"به حدود25سانتیمتر می رسد.داستان زندگی عنکبوتها نیز کاملا متنوع است. طول عمر بعضی از آنها کمتر ازیک سال و برخی دیگر بیش از 20سال می باشد. پاره ای از آنها در زمستان و بقیه در فصل بهار ،جفتگیری می کنند.عنکبوتهای بسیار ریز،تعداد کمی،شاید تنها یک تخم می گذارند؛اما تعداد تخمگذاری برخی از عنکبوتها در هر نوبت به بیش از 2000تخم می رسد.

معمولا به عنکبوتهای بزرگ ،"تاران تولا"گفته می شود. روزگاری اعتقاد بر این بود که تاران تولاهای جنوب اروپا،قادر به کشتن انسان بوده اند،اما امروزه ثابت شده است که سم آنها،تنها روی حشره های کوچک اثر کشنده خواهند داشت.

عنکبوتهای مختلف،به شکلهای گوناگون از تار خود استفاده می کنند. عنکبوت تار گرد،برای به دام انداختن طعمه،تارهای در هم پیچیده ای می تند."دینوپیس استرالیایی"تار ابریشمی خود را از بالا،روی طعمه می اندازد.عنکبوت"دام گستر"درون یک حفره،مخفی می شودو به محض برخورد طعمه با یکی از تارها،بیرون میجهد.عنکبوت"حفرهای اروپا"به دور خود،تار می تند و به محض برخورد طعمه با تار،آن را باز کرده،طعمه را به درون می کشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 9:9  توسط گروه آموزش ابتدایی خمینی شهر  |